صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

225

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

از تنهء درخت خرما بود . كف آن از سنگ ريزه فرش شد . مسجد ، سه در داشت ؛ طول مسجد به طرف قبله يكصد ذراع ، عرض به همان اندازه يا كمتر و پى بىآن حدود سه ذراع بود . و اتاقهايى در اطراف مسجد ، با آجر و سقف آن با شاخه و تنهء نخل بنا نهادند . اينها منزلهاى مسكونى همسران پيامبر بودند كه پس از اتمام ، از خانهء ابو ايوب به آنجا منتقل شدند . « 1 » ( 1 ) مسجد ، تنها پايگاه اداى نماز نبود ؛ بلكه جامعه و مجلس عظيمى بود كه مسلمانان ، تعاليم و توجيهات شيواى اسلام را در آنجا مىآموختند و اختلافها ، آشوبهاى پىدرپى ، كينه‌هاى ديرينه و رسوم جاهلى را به انس و همدمى و الفت و صميميّت بدل مىكردند . مسجد ، پايگاه استوارى بود براى ادارهء همه كارها ، آزادى ، خوش‌رويى و خوش‌خويى و - در نهايت - براى تشكيل مجالس استشارى و اجرايى ، پارلمانى ارزنده بود . علاوه بر اين اوصاف ، مسجد نبوى ، خانه‌اى بود كه تعداد بسيارى از بينوايان بىخانمان مهاجر و انصار در آن مىزيستند . در اوايل هجرت اذان شروع شد . آن نغمهء دلنواز در جهان طنين افكند و هر روز پنج بار تكرار مىگرديد و تمام عالم وجود را به لرزه در مىآورد . داستان رؤياى عبد اللّه پسر زيد پسر عبد ربّه ، در اين خصوص مشهور است . « 2 » ( 2 ) پيمان « مؤاخات : برادرى ، اخا » ميان مسلمانان پيامبر ، پس از بناى مسجد كه مركز تجمع و گردهمايى گشت ؛ پيمان برادرى را ميان مهاجران و انصار بست كه در تاريخ اثربخش و دل‌نشين است . ابن قيم مىگويد : پيامبر در خانهء انس پسر مالك - رضى اللّه عنه - ميان نود نفر از مهاجر و انصار پيمان برادرى و مساوات برقرار نمود كه پس از مرگ هر كدام - به جز ذوى الارحام - از همديگر ارث ببرند ؛ تا اين كه حادثهء بدر اتفاق افتاد و آيهء : « . . . وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ « 3 » . . . » : [ خويشاوندان نسبت به يكديگر ( از ديگران ) در كتاب خدا سزاوارترند . . . ] نازل و از طريق هجرت و مؤاخات ارث بردن منسوخ و خويشاوندى و قرابت لازمهء ارث بردن گرديد ، و پيمان برادرى به حال خود ، پايدار ماند .

--> ( 1 ) - بخارى ، زاد المعاد . ( 2 ) - بلوغ المرام ، عسقلانى . ( 3 ) - انفال / 75 .